گوته
خانه | درباره من |  وبلاگ شخصی |  همکاران مدرس |  تکنیک های آزمایشگاهی |  درسنامه |  تست |  پیوند ها |  عمومی |  نقشه سایت |  تماس با من

گوته

جملات زیبا از گوته:گوته

در درون جسارت، نبوغ و قدرت سحر آمیزی نهفته است.

زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است. 

هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد.

طوفان های حوادث، اخلاقیات و روحیات انسان را تقویت می كند.

مردان كامیاب بیشتر از شكست، میوه ی پیروزی چیده اند.

مردان مقاوم و باتجربه همیشه فرصت دارند كه كارها را از اول شروع كنند.

اگر می‌دانستند تا کنون چند بار حرفهای دیگران را بد فهمیده‌اند، هیچکس در جمع اینهمه پر حرفی نمی‌کرد.

مردم پست و دون همانند سراب هستند كه چون كمی به آنان نزدیك شوی به زودی پستی و ناچیزی خود را بر تو آشكار سازند.

استعداد در فضای آرام رشد میكند و شخصیت در جریان كامل زندگی.

نیاسائید، زندگی در گذر است. بروید و دلیری کنید، پیش از آنکه بمیرید، چیزی نیرومند و متعالی از خود بجای گذارید، تا بر زمان غالب شوید.

آنگاه که خویشتن را فراموش کنیم ، همه چیز مارا فراموش میکند.

برای بیشتر داشتن نخست باید بیشتر بشوید.

اگر میخواهید نزدیکان از دیدن شما لذت ببرند ، باید از دیدن افرادی که میشناسید،شاد شده و شادمانی خود را نشان دهید.

اشخاص بزرگ مانند کوه هستند ،هر چه به آنان نزدیکتر شوی ، بزرگی و شکوه آنان روشن تر میگردد و مردم پست و کم تلاش مانند سراب هستند ،کمی که به آنان نزدیک شوی ، زود پستی و نا چیزی خود را بر شما آشکار میسازند.

من در تولد خود نقشی نداشتم و در مرگ خود نیز نقشی ندارم ، نقش من فقط در زندگی من است.

عاشق تنها زیبایی چهره را می بیند ،دانا زیبایی سیرت و عارف هر دو زیبایی را.

به وظیفه خود آنگونه که است عمل کنید،زیرا در این صورت راه شما مشخص می شود و در آن تاریکی وجود نخواهد داشت.

یا کاری را آغاز نکن یابرای انجام آن از همه نیروی خود استفاده کن.

پر اهمیت ترین کارها هرگز نباید قربانی کارهای کم اهمیت شود.

هیچ چیز ارزشمندتر از همین امروز نیست.

مهمترین چیز در زندگی آنست که انسان هدفی داشته و برای رسیدن به هدف خود دارای استعداد کافی باشد.

کسی که از مرگ میترسد از زندگی هم میترسد ،زیرا مرگ و زندگی از یکدیگر جدا نیستند و هر دو جلوه یک حقیقت به شمار میروند.

زندگی اندک اندک به هر کس میفهماند چه کاره است.

آنچه فرزند درباره پدر می اندیشد مهم نیست ، چگونه پدر بودن مهم است. 

اگر نمیتوانید قهرمان باشید ، دست کم مرد باشید.

عشق، پریشانی زندگی است.

زیبایی به هر جایی که وارد شود مهمان عزیزی است و پذیرایی خواهد شد.

پرپر کردن یک گل ستم به همه طبیعت است.

گل ، شادی آفرین است . بگذار همه از این شادی سهمی داشته باشند.

تشویق پس از نکوهش ، همچون آفتاب پس از رگبار است.

هیچ دلبستگی نیست که روزی به نفرت مبدل نشود ، حتی مهر مادری.

با زبان شعر بهتر میتوان در دلها نفوذ کرد.

طمع ،همچون آب شوری است که هر چه بیشتر خورده شود ، تشنگی را افزونتر میکند.

اندیشیدن آسان است و عمل کردن سخت و دشوار .

خوشبخت ترین افراد کسی است که از خوشبختی دیگران احساس خوشحالی کند.

اگر هنری داری بیاور . در غیر اینصورت هنرنمایی نکن که باعث رسوایی می شود.

طبیعت تنها کتابی است که تمام صفحاتش پر از معنی است .

از اینکه در کنارم هستی بسیار شادم ، بودنت به من کمک میکند که دریابم دنیا چقدر زیباست.

هر کسی نمیتواند انسان باشد.

مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند.

زندگی نامه گوته:

یوهان ولفگانگ فون گوته ( Johann Wolfgang von Goethe  )، متولد ۲۸ اوت ۱۷۴۹ در فرانکفورت. درگذشت ۲۲ مارس ۱۸۳۲ در وایمار،) شاعر، ادیب، نویسنده، نقاش، محقق، انسان‌شناس، فیلسوف و سیاست‌مدار آلمانی بود. او یکی از کلیدهای اصلی ادبیات آلمانی و جنبش وایمار کلاسیک و همچنین رمانتیسیسم به شمار می‌رود.

پدر گوته، یوهان کاسپار گوته (همراه با خانواده‌اش در یک خانه بزرگ در فرانکفورت زندگی می‌کرد، که آن زمان قسمتی از امپراتوری مقدس روم بود. مادر گوته نیز کاترینا الیزابت گوته از خانواده‌های سرشناس فرانکفورتی بود.

یوهان ولفگانگ در کنار پدرش و معلم خصوصی‌اش بسیاری از معلومات را، از جمله زبان‌های لاتین، یونانی، فرانسوی، انگلیسی و عبری فرا گرفت.

او بین سالهای ۱۷۶۵ تا 1768 در لایپزیگ به تحصیل حقوق پرداخت و در آنجا به اشعار کریستین فورشتگوت گلرت علاقه پیدا کرد. پس از سال ۱۷۶۸، گوته به زادگاه‌اش بازگشت و مدتی نیز در دارمشتات بود. گوته پس از اینکه تعدادی از آثار بزرگش را به پایان رساند، سال ۱۷۷۵ به وایمار رفت و در آن‌جا بین سال‌های ۱۷۷۶-۱۷۸۶ یعنی حدود ۱۰ سال وزیر حکومت شد. سپس او تا سال ۱۷۸۸ به ایتالیا رفت و در آنجا به تحصیل هنر و مجسمه‌سازی باستانی پرداخت. او خود را از جمله با کارهای میکل آنژ و رافائل مشغول کرد. سال ۱۷۸۸، گوته به وایمار بازگشت و تقریباً باقی عمرش را در آن‌جا گذرانید، هرچند که زندگی او در آن‌جا با جنگ‌های ناپلئونی روبه‌رو شد. گوته در وایمار به تحصیل زبان‌های فارسی و عربی و همچنین قرآن پرداخت و شیفته اشعار حافظ شد.

دوره های شاعری گوته

دوره های شاعری گوته به چند دوره تقسیم می شود:

دوره نخستین از سال ۱۷۴۹ تا ۱۷۷۵ در فرانكفورت و استراسبورگ است كه تحت تاثیر افكار هردر، روسو، ولتر، شكسپیر، لسینك، گلدشمیت بوده است. گوته در این دوره، نماینده كامل سانتی مانتالیسم است. گوته تا قبل از ورود به استراسبورگ هیچ توجه و علاقه ای به این نهضت نداشت، اما در این شهر با بزرگ ترین رهبر ادبی این نهضت آشنا شد. او یوهان گوتفریدفن هردر، فیلسوف، عالم علوم الهی و منتقد بزرگ بود كه به استراسبورگ آمده بود تا بیماری چشم خود را مداوا كند. دیدار گوته با او سبب شد كه او با سیر تطور فكری آلمان آشنا شود و به ادبیات عبری به ویژه تورات توجه پیدا كند و قرون وسطی را مورد نظر قرار دهد و از همه مهمتر اینكه، هردر عظمت كلام هومر و شكسپیر را به او نمایاند و به شاعر جوان فهماند كه شعر راستین چیست و چگونه باید باشد. ضمناً، در همین دوره بود كه، شاعر متوجه شد كه هنر منظومه سرایی فقط میراث معدودی از مردم خوش قریحه نیست بلكه یك گفتار ملی و عمومی است. در این دوره، گوته، اصرار به رعایت قواعد ادبی داشت. اما با این حال، تا جایی كه منابع اشعار خود را در روح خویش می یافت، غرابت طبع شعری را نیز آشكار می ساخت. شاعر در آن موقع بر تمام چیزهایی كه باعث سرور یا اندوه او می شده به دیده شاعری می نگریسته. او این نوع اشعار خود را به نام اشعار فی البداهه نام نهاد. از آثار مهم او در این دوران، درام منظوم حالات عشاق و درام سه صحنه ای شركای جرم و منظومه ماه مه و همچنین درام گوتس فون برلیشینگن است و همچنین داستان غم های ورتر جوان كه از آثار مهم او است حاصل این دوران است.

دوره دوم از سال ۱۷۵۵ تا ۱۷۹۴ است كه بخشی از آن را در وایمار و بخش دیگری را از سال ۱۷۸۸ در مسافرت ایتالیا گذراند و مخصوصاً سفر ایتالیا، در بسط دامنه افكار این نابغه بزرگ تاثیر مهمی داشت؛ چرا كه در آ نجا با بسیاری از آثار تمدن باستانی و جدید یونان و روم آشنا شد. در این دوره تحت تاثیر آثار وینكلمان به شیوه كلاسیسیسم روی آورد و همین طور تحت تاثیر نوشته های پیندار، اوریپید، سوفوكل، اوسیان، شاعر انگلیسی و ویرژیل آثاری خلق كرد.

دوره سوم از ۱۷۹۴ تا ۱۸۰۵ است كه پس از دوستی با شیللر شاعر دیگر آلمانی آغاز می شود.

پس از مرگ همسر گوته کریستیان سال ۱۸۱۶، خود او نیز پس از ۶ سال بر اثر عفونت ریوی در شهر وایمار درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. گفته می‌شود آخرین گفتهٔ شاعر پیش از مرگش، نور بیشتر به زبان آلمانی بود.

مهم‌ترین آثار گوته عبارت است از:

  • ورتر
  • فاوست
  • اگمونت
  • نغمه‌های رومی
  • دیوان غربی-شرقی (تقدیم به حافظ شیرازی)
  • سفرنامه ایتالیا
  • تئوری رنگ‌ها (علوم طبیعی)

بازگشت به صفحه اندیشه بزرگان

خانه | درباره من |  وبلاگ شخصی |  همکاران مدرس |  تکنیک های آزمایشگاهی |  درسنامه |  تست |  پیوند ها |  عمومی |  نقشه سایت |  تماس با من

CopyRigh©2005  zistamooz.com   All Rights Reserved

گوته